انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری هم با همه فراز و نشیب ها تموم شد و به قول معروف روسیاهی موند واسه ذغال. نتیجه انتخابات هم که کاملا هیجان انگیز بود و همه ازش لذت بردن از این جهت که اوج هنرمندی در اداره انتخابات و شمارش و اعلام نتایج در اون دیده می شد. فردای انتخابات روز شنبه واقعا نتونستم چیزی تو خیابونها ببینم جز درگیری و حس سردرگمی مردم. همه کلافه و بهت زده از اعلام نتایج که پیروزی قاطعانه آقای احمدی نژاد را به رخ کشید!!!! بهر حال لازم دیدم که نکاتی رو اینجا یادآوری کنم و به مطلبی برسم:
مورد اول اینکه اینبار به طور واضح و روشن و بدون هیچ تردیدی برای همه ثابت شد که نتایج انتخابات آن چیزی است که تعیین شده است. از پس نتایج دوران هشت ساله اصلاحات که زمامداری دولت بر عهده آقای خاتمی بود، این نتیجه حاصل شده که دیگر بار نباید به هیچ عنوان اصلاح طلبان بر صندلی ریاست جمهوری بنشینند. البته این مورد را یادآوری کنم که مجلس ششم و دور اول انتخابات شورای شهر در دوران بهت و حیرت جناح اقتدارگرا سرشد و لیکن دگر بار اگر دقت کنیم چنین اتفاقاتی نیافتاد. انتخابات مجلس هفتم، ریاست جمهوری دوره نهم، دور دوم شورای شهر، انتخابات دور هشتم مجلس و اینبار انتخابات دور دهم ریاست جمهوری به نفع جناح مقابل تمام شده است. لذا باید گفت که با این اوضاع و احوالی که در پیش است، باید منتظر یک برهوت سیاسی باشیم. و با این سطح انحصار طلبی، انتخابات جامه انتصاب پوشیده است.
مورد دوم: در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری، قطب بندی سیاسی به طرز وحشتناکی صورت گرفته بود و برگزاری مانور اقتدار نشانه همت اقتدارگرایان برای نشان دادن قدرت و سلب هرگونه امکان اعتراض به نتایج از پیش تعیین شده بود.
مورد سوم: تداوم plat form مشروعیت نظام اینبار در پی قطب بندی سیاسی که عنوان شد. یعنی با ایجاد هیجان و رقابت بین کاندیداها، حضور حداکثری مردم در عرصه انتخابات میسر شد در جهت انتصاب مجدد رییس دولت کنونی. و بیشتر از آن تصدیق سیاستهای ایشان در غالب سیاستهای نظام با حضور مردم.
مورد چهارم: به احتمال بسیار زیاد و با توجه به مورد اول که ذکر کردم یعنی جلوگیری از حضور دگرباره اصلاح طلبان بر مسند قدرت، رویه کنونی همچنان ادامه خواهد داشت. یعنی به هر روش و سبک و سیاقی که شده در مجلس و ریاست جمهوری قدرت را به دست خواهند گرفت. لذا اگر در دور بعد مثلاً آقای خاتمی تنها کاندیدای ریاست جمهوری باشد یعنی خودش رقیب خودش باشد نباید به این فکر کرد که نوبت اصلاح طلبان است. باید به این فکر کرد که دیگر آقای خاتمی آن خاتمی خرداد 76 نیست بلکه در ایشان تحولی در جهت راست گرایی ایجاد شده است و ایشان تغییر رویه داده اند.
مورد پنجم: اخلاق سیاسی از زمان انتخابات سال 84 از فضای کشور رخت بربسته است. جاییکه آقای هاشمی به دلیل تخلفهای صورت گرفته درانتخابات به جای تبریک به رقیب پیروز به خدا پناه می برد! و آقای کروبی آن نامه مشهور خود را می نویسد و اقدام به تاسیس حزب اعتماد ملی مینماید و حتی تهدید می کند که تلویزیون خصوصی راه اندازی خواهد کرد و افشاگری می کند. این کوچ اخلاق سیاسی تا عرصه مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری کشیده شد.
مورد ششم: در پی مفارقت از اخلاق سیاسی، دروغگویی به طرز وحشتناک وارد عرصه سیاست شده است. ارایه آمارهای کاملا دروغ و اداعاهای عجیب و غریب، دیگر به یک رویه سیاسی تبدیل شده است. جاییکه کاندیدای ریاست جمهوری چشم در لنز دوربین سیما، عملا و علنا گفتارهای خود را منکر می شود. این دروغ از مرحله رقابت انتخاباتی شروع شده، به برگزاری انتخابات رسیده و با اعلام نتایج به حد اعلای خود می سد.
مورد هفتم: چنانچه نتایج انتخابات را کاملا صحیح در نظر بگیریم به حقیقت تلخ دیگری خواهیم رسید و آن حاکمیت نیازمندان به سیب زمینی، حاکمیت عوام ناآگاه به مسایل سیاسی، حاکمیت عوامی که قدرت تحلیل ندارند و در یک کلام حاکمیت طبقه محتاج به امور مادی و معنوی بر سایر اعضای جامعه است. و این حاصل نشده است مگر به دلیل فاصله بی منطق و بیش از پیش طبقه روشنفکر با طبقه محتاج. متاسفانه روشفکران نتوانستند به این طبقه نزدیک شوند و رهبری آنان را بدست گیرند و هر آدم انسان فریبی و هر آدم پوپولیستی به راحتی از این طبقه در جهت دستیابی به اهداف خود سوء استفاده می کند.
مورد هشتم: عدم انتظار دو جناح از نتایج انتخابات. به عنوان مثال به تیتر روزنامه های شنبه مراجعه کنید. حتی خوشبین ترین آدم طرفدار دولت نمی توانست بوی پیروزی از آن احساس کند. گل سر سبد این تیترها تیتر روزنامه جمهوری اسلامی بود که انتخابات دهم ریاست جمهوری را پیروزی مردم سالاری دینی نامید. عبارتی که همیشه در زمان شکست از آن استفاده می کنند. و یا نامه سرگشاده آقای علی مطهری در چند روز مانده به انتخابات. شرح این نامه در پست قبلی ارایه شده است.
مورد نهم: صیانت از آرا. چگونه می شود از دولتی که به درغگویی و عوام فریبی و عدم رعایت اخلاق سیاسی شهره است انتظار داشت که انتخاباتی خالی از حرف و حدیث برگزار کند؟ دولتی که آمار نقطه به نقطه تورم را به جای نرخ میانگین تورم سالیانه به مردم غالب می کند و یک جرعه آبی هم برای راحتی خیال می نوشد.
اینها همه مواردی است که شاید به ذهن همه برسد. و صحبت در این زمینه پایانی ندارد. با اعتقاد به این موارد مطلبی را عنوان می کنم که هدف اصلی نگارش من بوده است.
همه به طور واضح دیدم که در عرصه انتخابات به سطحی از آزادی رسیدم که در خیابان نوشتیم دو ضربدر دو می شود ده تا. و گفتیم دروغ ممنوع. نمونه های این موارد زیاد است و خارج از بحث. فارغ از نتیجه انتخابات که هر چه اگر می بود مهم برای ما یک قدم به جلو رفتن بود و هست. لذا آن سطح از انتقاد و آزادی که در این دوره به دست آوردیم را نباید به راحتی از دست بدهیم که این خود بزرگترین دستاوردی است که عاید ما شده است. باید این روحیه را حفظ کرد و آن چه را که گرفته ایم باز پس ندهیم. برای پاسخگویی به شرایط پیش آمده راه های زیادی است. حداقل آن عدم شرکت در انتخابات های بعدی است. اما چنانچه روحیه خود را از دست بدهیم دیگر هیچ چیزی برای ما نخواهد ماند و این روحیه تلخی تقلب و تخلف در انتخابات را برای ما دو چندان می کند. هوشیار باشیم و نگذاریم که این گام رو به جلو خدای نکرده بلغزد و روز از نو روزی از نو. قدم به قدم و جبهه به جبهه پیش به سوی آزادی و دموکراسی.
قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
که روحبخش جهان است، نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بود آنکس
که داشت از دل و جان، احترام آزادی
چگونه پای گذاری به صرف دعوت شیخ
به مسلکی که ندارد مرام آزادی
هزاربار بود به ز صبح استبداد
برای دسته پابسته، شام آزادی
به روزگار، قیامت بپا شود آن روز
کنند رنجبران چون قیام آزادی
اگر خدای به من فرصتی دهد یکروز
کِشم ز مرتجعین انتقام آزادی
ز بند بندگی خواجه کی شوی آزاد
چو «فرخی» نشوی گر غلام آزادی
مورد اول اینکه اینبار به طور واضح و روشن و بدون هیچ تردیدی برای همه ثابت شد که نتایج انتخابات آن چیزی است که تعیین شده است. از پس نتایج دوران هشت ساله اصلاحات که زمامداری دولت بر عهده آقای خاتمی بود، این نتیجه حاصل شده که دیگر بار نباید به هیچ عنوان اصلاح طلبان بر صندلی ریاست جمهوری بنشینند. البته این مورد را یادآوری کنم که مجلس ششم و دور اول انتخابات شورای شهر در دوران بهت و حیرت جناح اقتدارگرا سرشد و لیکن دگر بار اگر دقت کنیم چنین اتفاقاتی نیافتاد. انتخابات مجلس هفتم، ریاست جمهوری دوره نهم، دور دوم شورای شهر، انتخابات دور هشتم مجلس و اینبار انتخابات دور دهم ریاست جمهوری به نفع جناح مقابل تمام شده است. لذا باید گفت که با این اوضاع و احوالی که در پیش است، باید منتظر یک برهوت سیاسی باشیم. و با این سطح انحصار طلبی، انتخابات جامه انتصاب پوشیده است.
مورد دوم: در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری، قطب بندی سیاسی به طرز وحشتناکی صورت گرفته بود و برگزاری مانور اقتدار نشانه همت اقتدارگرایان برای نشان دادن قدرت و سلب هرگونه امکان اعتراض به نتایج از پیش تعیین شده بود.
مورد سوم: تداوم plat form مشروعیت نظام اینبار در پی قطب بندی سیاسی که عنوان شد. یعنی با ایجاد هیجان و رقابت بین کاندیداها، حضور حداکثری مردم در عرصه انتخابات میسر شد در جهت انتصاب مجدد رییس دولت کنونی. و بیشتر از آن تصدیق سیاستهای ایشان در غالب سیاستهای نظام با حضور مردم.
مورد چهارم: به احتمال بسیار زیاد و با توجه به مورد اول که ذکر کردم یعنی جلوگیری از حضور دگرباره اصلاح طلبان بر مسند قدرت، رویه کنونی همچنان ادامه خواهد داشت. یعنی به هر روش و سبک و سیاقی که شده در مجلس و ریاست جمهوری قدرت را به دست خواهند گرفت. لذا اگر در دور بعد مثلاً آقای خاتمی تنها کاندیدای ریاست جمهوری باشد یعنی خودش رقیب خودش باشد نباید به این فکر کرد که نوبت اصلاح طلبان است. باید به این فکر کرد که دیگر آقای خاتمی آن خاتمی خرداد 76 نیست بلکه در ایشان تحولی در جهت راست گرایی ایجاد شده است و ایشان تغییر رویه داده اند.
مورد پنجم: اخلاق سیاسی از زمان انتخابات سال 84 از فضای کشور رخت بربسته است. جاییکه آقای هاشمی به دلیل تخلفهای صورت گرفته درانتخابات به جای تبریک به رقیب پیروز به خدا پناه می برد! و آقای کروبی آن نامه مشهور خود را می نویسد و اقدام به تاسیس حزب اعتماد ملی مینماید و حتی تهدید می کند که تلویزیون خصوصی راه اندازی خواهد کرد و افشاگری می کند. این کوچ اخلاق سیاسی تا عرصه مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری کشیده شد.
مورد ششم: در پی مفارقت از اخلاق سیاسی، دروغگویی به طرز وحشتناک وارد عرصه سیاست شده است. ارایه آمارهای کاملا دروغ و اداعاهای عجیب و غریب، دیگر به یک رویه سیاسی تبدیل شده است. جاییکه کاندیدای ریاست جمهوری چشم در لنز دوربین سیما، عملا و علنا گفتارهای خود را منکر می شود. این دروغ از مرحله رقابت انتخاباتی شروع شده، به برگزاری انتخابات رسیده و با اعلام نتایج به حد اعلای خود می سد.
مورد هفتم: چنانچه نتایج انتخابات را کاملا صحیح در نظر بگیریم به حقیقت تلخ دیگری خواهیم رسید و آن حاکمیت نیازمندان به سیب زمینی، حاکمیت عوام ناآگاه به مسایل سیاسی، حاکمیت عوامی که قدرت تحلیل ندارند و در یک کلام حاکمیت طبقه محتاج به امور مادی و معنوی بر سایر اعضای جامعه است. و این حاصل نشده است مگر به دلیل فاصله بی منطق و بیش از پیش طبقه روشنفکر با طبقه محتاج. متاسفانه روشفکران نتوانستند به این طبقه نزدیک شوند و رهبری آنان را بدست گیرند و هر آدم انسان فریبی و هر آدم پوپولیستی به راحتی از این طبقه در جهت دستیابی به اهداف خود سوء استفاده می کند.
مورد هشتم: عدم انتظار دو جناح از نتایج انتخابات. به عنوان مثال به تیتر روزنامه های شنبه مراجعه کنید. حتی خوشبین ترین آدم طرفدار دولت نمی توانست بوی پیروزی از آن احساس کند. گل سر سبد این تیترها تیتر روزنامه جمهوری اسلامی بود که انتخابات دهم ریاست جمهوری را پیروزی مردم سالاری دینی نامید. عبارتی که همیشه در زمان شکست از آن استفاده می کنند. و یا نامه سرگشاده آقای علی مطهری در چند روز مانده به انتخابات. شرح این نامه در پست قبلی ارایه شده است.
مورد نهم: صیانت از آرا. چگونه می شود از دولتی که به درغگویی و عوام فریبی و عدم رعایت اخلاق سیاسی شهره است انتظار داشت که انتخاباتی خالی از حرف و حدیث برگزار کند؟ دولتی که آمار نقطه به نقطه تورم را به جای نرخ میانگین تورم سالیانه به مردم غالب می کند و یک جرعه آبی هم برای راحتی خیال می نوشد.
اینها همه مواردی است که شاید به ذهن همه برسد. و صحبت در این زمینه پایانی ندارد. با اعتقاد به این موارد مطلبی را عنوان می کنم که هدف اصلی نگارش من بوده است.
همه به طور واضح دیدم که در عرصه انتخابات به سطحی از آزادی رسیدم که در خیابان نوشتیم دو ضربدر دو می شود ده تا. و گفتیم دروغ ممنوع. نمونه های این موارد زیاد است و خارج از بحث. فارغ از نتیجه انتخابات که هر چه اگر می بود مهم برای ما یک قدم به جلو رفتن بود و هست. لذا آن سطح از انتقاد و آزادی که در این دوره به دست آوردیم را نباید به راحتی از دست بدهیم که این خود بزرگترین دستاوردی است که عاید ما شده است. باید این روحیه را حفظ کرد و آن چه را که گرفته ایم باز پس ندهیم. برای پاسخگویی به شرایط پیش آمده راه های زیادی است. حداقل آن عدم شرکت در انتخابات های بعدی است. اما چنانچه روحیه خود را از دست بدهیم دیگر هیچ چیزی برای ما نخواهد ماند و این روحیه تلخی تقلب و تخلف در انتخابات را برای ما دو چندان می کند. هوشیار باشیم و نگذاریم که این گام رو به جلو خدای نکرده بلغزد و روز از نو روزی از نو. قدم به قدم و جبهه به جبهه پیش به سوی آزادی و دموکراسی.
قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
که روحبخش جهان است، نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بود آنکس
که داشت از دل و جان، احترام آزادی
چگونه پای گذاری به صرف دعوت شیخ
به مسلکی که ندارد مرام آزادی
هزاربار بود به ز صبح استبداد
برای دسته پابسته، شام آزادی
به روزگار، قیامت بپا شود آن روز
کنند رنجبران چون قیام آزادی
اگر خدای به من فرصتی دهد یکروز
کِشم ز مرتجعین انتقام آزادی
ز بند بندگی خواجه کی شوی آزاد
چو «فرخی» نشوی گر غلام آزادی