کمر جنبش دموکراسی ایران همیشه زیر بار تندروی های عده ای شکسته شده است. ای بسا که تاریخ همواره تکرار شده است و دریغ از درسی که آموخته نشد. در حلم و بردباری در به ثمر رساندن دموکراسی. در اوان مشروطه آنچنان قصد قلع و قمع پادشاهی کردند که خود نابود شدند و نهال تازه نوپای مشروطه و دموکراسی را به شکستن دادند و گرچه با فتح تهران مرحمی شد بر دل شکستگان و لیکن مجلس هرگز دگر بار مجلس آزاد نشد. و انتصاب جامه انتخاب پوشید و ....
باری, آنان که خاتمی را متهم به عدم قطعیت می کنند، آنان که کارنامه خاتمی را سبک می شمارند حق دارند. چون خاتمی را همچون پلی می پنداشتند تا از وی عبور کرده به خواستهایشان برسند، دریغ از اینکه قدرت هنوز جای دیگر بود. آری آنان که اکنون سنگ عبدالله نوری و کروبی را به سینه می زنند، نه شیفته شعار و مرام ایشانند که دگر بار به دنبال پلی هستند و غافل این بزرگان که توان تمییز ندارند شناخت دغل دوستان و مگسان دور شیرینی را. آری آنان حق دارند از خاتمی ناراضی باشند. چون مرام تند آنان در قاموس اصلاح طلبی خاتمی تعریف نشده بود. آنان بدنبال تبرئه خویشند که با تندی خود نهال تازه نوپای اصلاح طلبی ایران را به شکتن دادند.
باری, آنان که خاتمی را متهم به عدم قطعیت می کنند، آنان که کارنامه خاتمی را سبک می شمارند حق دارند. چون خاتمی را همچون پلی می پنداشتند تا از وی عبور کرده به خواستهایشان برسند، دریغ از اینکه قدرت هنوز جای دیگر بود. آری آنان که اکنون سنگ عبدالله نوری و کروبی را به سینه می زنند، نه شیفته شعار و مرام ایشانند که دگر بار به دنبال پلی هستند و غافل این بزرگان که توان تمییز ندارند شناخت دغل دوستان و مگسان دور شیرینی را. آری آنان حق دارند از خاتمی ناراضی باشند. چون مرام تند آنان در قاموس اصلاح طلبی خاتمی تعریف نشده بود. آنان بدنبال تبرئه خویشند که با تندی خود نهال تازه نوپای اصلاح طلبی ایران را به شکتن دادند.